![]() |
![]() |
این فیلم بیانگر سرگذشت خانم ربابه شاهرخی معروف به مادر رضوان می باشد. او با کناره گیری از سازمان مجاهدین به بیان سرگذشت خود و رنج سالهایی که در سازمان بسر برده است می پردازد. |
ادامه فیلمها را در ادامه مطلب ببینید
میرزا کوچک خان رزا لوگزامبورگ نلسون ماندلا
دکتر علی شریعتی ارنستو چگوارا تقی ارانی
ستارخان لطف الله میثمی سیمون بولیوار
باقر خان دکتر مصطفی چمران احمد شاه مسعود
محمد حنیف نژاد سید مجتبی نواب صفوی مهدی عراقی
مهندس مهدی بازرگان علی اصغر بدیع زادگان لئون تروتسکی
حیدر عمو اغلی ملک الشعرای بهار سردار اسعد بختیاری
محمد خیابانی ولادمیر لنین املیانو زاپاتا
حسینعلی منتظری کرامت الله دانشیان سید محمود طالقانی
سید حسن مدرس سلیمان میرزا اسکندری محمد تقی پسیان
اسماعیل امیر خیزی یـِپرم داویدیان گانتاکتسی علی مسیو
با مهندس مهدی بازرگان چقدر حال میکنید؟؟؟
خوشحال میشم نظرات تونو بدونم![]()


زندانی ای اوج فریاد ـ زندانی ای هر دم در یاد
ای که شور و عزم آهنینت ـ مردانه آوای آخرینت
در نگه همگان تو همان شیری ـ گر که از جور زمان تو به زنجیری
( خونین پیکار تو ـ فردا از آن تو )
وارث خون تو که بیدار است ـ ژاله ز پاکی روی تو می بارد .
بر خاک راه تو بر پا آواز تو
نقش جانبازیت همه جای اوین ـ نشانه ای از رزم بیژن کرد و دیر
حماسه تاریخ پر فراز و نشیب
برای ما درس دیگر دارد نوید پیروزی در بر دارد
ای که خلق در استقامت تو گوید مدحت خصم و دشمن تو
در ره خلق دیر سرنگون سازد از بهر استقلال از بهر آزادی
در ره آتش و خون تو بستی پیمان دست شکنجه گر با تو شده لرزان
پیچد در هر کران نام تو جاویدان عقاب آزادی در آمد به پرواز
زمین و شهر و ده می دهد این آواز به ره یاران باید جان نهاد
یه سری تقدیمش کردن به بیژن جزنی
حال کردم یکی از شعراشو بذارم تو این پست.
فردا
شب كه مي آيد و ميكوبد پشت در را
به خود ميگويم:
من همين فردا
كاري خواهم كرد
كاري كارستان
و به انبار كتان فقر كبريتي خوام زد
تا همه
تا رفيقان من و تو بگويند:
ـ فلاني سايه سنگينه
پولش از پارو بالا ميره
و در آن لحظه من مرد پيروزي خواهم بود
و همه مردم٫ با فداكاري يك بوتيمار
كار و نان خود را در دريا ميريزند
تا كه جشن شفق سرخ مرا٫
با زلال خون صادقشان
بر فراز شهر آذين ببندند
و به دور نامم مشعلها بفروزند
و بگويند :خسرو از خود ماست
پيروزي او در بست بهروزي ماست
و...
البته هنوز ادامه داره ساعت ۲ شبه حوصله ندارم بنويسم
چند وقت پیش داشتم برنامه تلویزیون و نگاه میکردم آقای شریعتمداری سر دبیر نیمه محترم روزنامه کیهان داشت در جمع عده ای از مردم گرگان صحبت میکرد مخاطبانش بیشتر مردم عادی بودند که معلوم بود حال و حوصله صحبتهای این ادمم ندارن حالا رو چه حسابی نشسته بودن حرفای اینو گوش میدادن الله و اعلم(حالا یا از اداره یی جایی اورده بودنشون یا از دبیرستانی دانشگاهی و... )
خلاصه غرض از گفتن این مطلب یخورده که نشستم و به حرفاش گوش كردم ديدم فقط داره مردمو ميپيچونه هر جا كم مياورد از ايسم اي خارجي استفاده ميكرد(مثل اومانيسم، ماكياوليسم، ماركسيسم و...) ياد حرف يكي از اخونداي كله گنده كه نميخوام اسمشو ببرم افتادم كه به يكي از شاگردش گفته بودمن هر وقت بين مردم و يا دانشگاه و... سخنراني ميكنم تا ميتونم از اين لغات ايسم دار استفاده ميكنم كه هم مخاطبم گيج شه هم فكر كنه فكر كنه سطح سواد ما بالاست .![]()
واقعا يا دكتر شريعتي بخير با اون سطح سواد و معلومات هميشه جوري سخنراني ميكرد كه اگه يه بچه هم پاي صحبتاش ميشست صحبتاشو ميفهميد. خدا رحمتش كنه
خلاصه بهمين خاطر بود كه خواسم اول از همه چند تا از مكاتب رو معرفي كنم (البته کپی پيسته
)تا بعد از اين هر وقت امسال شريعتمداري خواستن مار و بپيچونن راحت تر مچشونو بگيري..
فعلا این همین جوری باشه تا یه منبع خوب پیدا کنم البته یه کتاب (دانشنامه سیاسی-داریوش آشوری) دارم ولی بازم میگردم
دوست دارم در اين وبلاگ چيزي بنويسم که ارزش اينو داشته باشه که بتونم
تقديمش کنم به همه ازادي خواهان تاريخ
به حسين (ع) بزرگترين آزاديخواه تاريخ به دکتر مصدق به چگورار به رزا لوگزامبورگ
به دکتر شريعتي به خسرو گلسرخي و.... هزاران آزاديخواهي که فريادشان را فقط
سنگهاي سياهچالها شنيدند و اعدامشان را فقط طلوع سپيده صبح شاهد بوده.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|